Tuesday, August 11, 2009

You want to refuse all that?

You want to give it all up? You want to give up the taste of cherries?

Tuesday, August 04, 2009

محاکمه معترضان , اعترافات و جراحي روح



عشق ورزيدن براي اونا كه هنوز نمي دونن يك من ماست چقدر كره داره، معني داره

به يه يارو گفتند: عاشقي بدتره يا گشنگي، گفت تنگت نگرفته هر جفتش از يادت بره

هزار بار فرياد كشيدم: " اي مرگ هاي حقير و كوچك كجاييد؟ اي اعدام تو را آرزو مي كنم! اي ذبح گوسفندان، تو را مي خواهم! اي مرگ خوب، مرگ عزيز، اي مرگ بزرگ، اي مرگ نجاتبخش، دست هاي من تو را مي جويند! "


آنها باز آمدند. خودم راآماده كردم كه هر كاري مي خواهند, انجام بدهم. اما عضدي صندليش را گذاشت و رو به رويم نشست و دستش را دراز كرد و به من تبريك گفت و بازجويم گفت:«همه چيز تمام شد. جسم تو رسماً مرده.» روزنامه‌را به دستم داد، اين را در صفحه دوم اعلام كرده بودند. و ادامه داد «روح تو تحت تعقيب بود. تعويض شده است» عضدي گفت «تو را شستشوي قلبي داده‌‌ايم. حالا به هركه ما بخواهيم عشق مي ورزي و به هركه نخواهيم كينه مي ورزي.» بازجويم گفت: «ما همين را مي خواهيم, و الا مردم آزار كه نيستيم.»


جراحي روح